سلام بر تو اي آفتاب جانگداز زندگي، اي چشمه شررهاي تمناي بي پايان، اي سرود بلند آفرينش در هيچ مطلق، اي سادگي کودکانه در اوج جواني، اي حرير نازک خيال ، اي لالائي جاودانه براي خواب خوش زندگاني، اي آشنائي که بوي غربت ميدهي، اي پرنده اوج نشين آسمان دوستي، اي دليل هر دم و سبب هر بازدم، سلام بر تو اي زيباي جاودانه، اي تاج ملاحت، اي سيلاب زندگي در اين برهوت بي هيچي، اي فراخناي محبت در اين دنياي وحشي آکنده از کينه و شقاوت، سلامم را بپذير اي واژه روشني بخش در اين انبوه بي پايان تيرگي ها، سلامم را بپذير اي همسفر همراه همراز همدرد همپرواز همآواز همنشين ثانيه ها و لحظات جانفرساي سفر زندگي ام، سلامم را بپذير اي افسانه نيکي و پاکي و اي زنجير اميد و رهائي در اين باتلاق ياس و نااميدي روزمرگي ، سلام اي جذبه شيفتگي در اين طغيان دلزدگي از همه چيز و همه کس، سلام اي که ياد پر حضورت سپري است براي من در برابر آماج ناملايمتي ها و محنت ها، سلامم را پذيرا باش اي سر نهفته در گنج سينه ام ، سلام اي وارث تمام سروده ها و نسروده ها و گفتني ها و نگفتني ها و خواستن ها و نخواستن ها و گفتگوها و سکوت ها و فريادها و نعره ها و دم نزدن ها و لب به کام فروبردن هايم و در نبودت و در غيابت و در دلتنگي ات و در يادت و در فکرت و در جستجويت و در خواستنت و در طلبت و در انتظارت عاشقانه سرودن هايم، سلام به تو اي آشناي جانبخشم و اي حيات و دوباره ام و اي طپش بي هراس شتابان قلبم و اي زمزمه گرم آهنگ حزين نفس هاي سرد بي تو بودن هايم، و اي تازه وارد دير آشنا و اي اندوه بي پايان دلتنگي عصر يک روز پائيزي و اي صداي هميشه ماندگار در اين حجم بي رنگ تهي و اي آواز يکي شدن در اين جدائي جبرزده و عرصه نور در اين ظلمات بي انتها و اي آغوش باز ابديت که بوي خدا ميدهي و اي هديه خدائي هميشه درخشان و اي بارقه نور، و اي خود نور در اين قلمرو تاريکي ، و اي راز الهي ارزاني شده بر سينه تنگ و افسرده ام ، و اي سرود بخشش در اين چارديواري متوحش ، و اي تسکين دهنده هر چه زخم کهنه و اي که حضورت و نبودت هر دو مداواي دردهايم است، سلامم بر تو باد ، سلامي گرم بر تو اي عشق
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment